به بهانه شروع تعطیلات نوروزی: چیزی که اینترنت به ما نمی‌دهد!

موضوع تعطیلات نوروز حسابی داغ شده بود.

غالب بچه‌ها اعتقاد داشتند با این گرانی‌ها، ترافیک، وضع بلیط‌ها و تورها امسال ایام نوروز نمی‌شود هیچ‌جا رفت یا بهتر است هیچ‌ جایی نرویم.

یکی از بچه‌ها تجربه سال گذشته‌اش را برایمان تعریف کرد. اینکه از ۲۹ اسفند تا خود روز سیزده به در فقط ۲ بار از خانه‌اش خارج شده و آن ۲ بار هم آژانس گرفته و مستقیم رفته هایپراستار آذوقه یک هفته‌اش را خرید کرده و برگشته خانه!

اگر نمی‌شناختیمش می‌گفتیم لاف می‌زند یا می‌خواهد ادای این گیک‌های خارجی را دربیارود ولی واقعا چنین شخصیتی دارد.

خانواده‌اش ایام نوروز رفتند جنوب و او تک و تنها در خانه برای ۱۴ روز تعطیلی‌اش برنامه‌ریزی کرده است. فهرستی از فیلم‌های برتر سال، سریال‌هایی که ندیده یا باید دانلود کند و ببیند، بازی‌هایی که از دست داده، کار روی پروژه‌ فوق لیسانس‌اش، ترجمه‌هایش و خلاصه لذتی ناب که دوست دارد امسال هم تجربه‌اش کند.

در جمع ما کم نبودند بچه‌هایی که اعتقاد داشتند نیازی نیست در ایام نوروز برنامه سفر و تفریح و گردش آن‌چنانی ریخت یا پول زیادی هدر داد.

 

چند قرار دوستانه در پارک و کافی‌شاپ و سینما به همراه اینترنت می‌تواند یک نوروز عالی را رقم بزند.

می‌گفتند اینترنت همه‌چیز به آدم می‌دهد؛ حتی می‌شود از بهترین موزه‌ها و آثار تاریخی دنیا به طور مجازی دیدن کرد.

کافی است گوگل استریت‌ویو را باز کنید و در بهترین پارک‌ها، مناطق باستانی مشهور، مراکز خرید و خیابان‌های کشورهای دنیا قدم بزنید.

یکی دیگر از بچه‌ها برنامه‌ریزی کرده بود یک دوره کامل آموزش «بلاک‌چین» را در دانشگاه هاروارد به طور مجازی و الکترونیکی طی این ۱۵ روز تعطیلات نوروز بگذراند چون اعتقاد داشت بازار کار «بلاک‌چین» بکر است و هنوز دست زیاد نشده است.

تقریبا همه به این توافق رسیدند که «چند ساعت بیرون از خانه و باقی روز در اینترنت» بهترین پکیج امسال نوروز است و باعث می‌شود کلی پول پس‌انداز کرد که یکی مخالفت کرد و گفت اینترنت همه‌چیز به ما می‌دهد جز «صمیمیت»!

جمله‌ای از «جاناتان کالوگی» خواند به این مضمون که «اتصال‌های اینترنت در اصل و ذات‌شان فارغ از مسیر هستند ولی ابنای بشر تا ابد محتاج مسیراند». ما هیچی نفهمیدیم.

گفت: «مزیت اینترنت همان نقصش است. برابری اطلاعات اساساً آنتی‌تز صمیمیت است

باز هم هیچی نفهمیدیم. ما توی حال و هوای عید و نوروز بودیم و او داشت از اصالت ذات انسان و جوهر صمیمیت و عدم اشتراک‌گذاری چیزی که انسان دارد و کامپیوتر ندارد در شبکه‌های اجتماعی و نهایتا دوران آنالوگ می‌گفت.

صمیمیت متعلق به دوران آنالوگ است و اکنون در عصر و دوران دیجیتال خبری از صمیمیت نیست و اشتراک‌ گذشتنی هم نخواهد بود.

جمع ما از هم پاشید و همگی متفقا گفتیم حتما مقاله فلسفی جدیدی درباره اینترنت خوانده و خواست به ما پزش را بدهد.

همه افراد آن جمع تا آخر شب داشتند درباره رابطه اینترنت و صمیمیت فکر می‌کردند و حتی پیام‌هایی هم برای هم رد و بدل کردند.

مگر آپلود عکس روی اینستاگرام همان صمیمیت نیست؟

صدتا توییت کردن در روز حتی برای کوچک‌ترین چیزها صمیمیت نیست؟

ما که در گروه‌ها چت این‌قدر راحت هستیم و همه‌چیز به هم می‌گوییم و از خط به خط زندگی یکدیگر خبر داریم؛ با هم صمیمی نیستیم؟

ما که این روزها به راحتی در اینترنت عاشق می‌شویم؛ احساسات‌مان را بروز می‌دهیم و از خشم و نفرت پر و خالی می‌شویم؛ خالی از صمیمیت هستیم؟

در خانواده روابط‌مان خشک و سرد و رسمی است ولی به محض اینکه کلید وای‌فای را لمس می‌کنیم؛ غلیان احساسات رخ می‌دهد و دوست داریم راحت و صمیمی نظر بدهیم و حرف‌مان را بزنیم؛ پس چرا اینترنت صمیمیت را به اشتراک نمی‌گذارد؟

به هر حال، امسال نوروز هریک از بچه‌های تیم صمیمی ما یک پلن تفریحی و بازپروری روحی در پیش خواهد گرفت و یک برنامه‌ریزی شخصی برای استفاده از فرصت نوروز و تعطیلات پیش می‌برد.

شاید اینکه هر روز چند ساعت در اینترنت غوطه‌ور هستند؛ مهم نباشد؛ بلکه حس مشترکی که در گپ و گعده‌های خانوادگی و دوستانه نوروز به آدم دست می‌دهد؛ مهم‌تر است.

شاید منظور آن دوستمان از «صمیمیت» همین حس مشترکی است که مثلا همه افراد یک خانواده دور سفره هفت‌سین دارند؛ یا در سفر و گردش و پارک و عید مبارکی اقوام و فامیل به دست می‌آورند.

در اینترنت، هریک از ماها جزیره‌ای جدا از دیگری هستیم که شاید همه‌چیزمان را با هم به اشتراک بگذاریم ولی حس مشترکی نداریم. نمی‌توانیم تصور کنیم دیگری چه حسی دارد و آیا چیزی که من حس می‌کنم را دیگری هم حس می‌کند؟

احتمالا اینترنت این حس مشترک را به ما نمی‌دهد. به همین دلیل، هرچقدر شیفته و دیوانه اینترنت باشیم؛ باز هم دوست داریم چند ساعتی با دیگری یا دیگرانی در یک فضای مشترک باشیم و با هم چیزی را تجربه کنیم و به حس مشترکی برسیم.

پس، مواظب تک تک دقایق و ساعت‌های خوب روزهای شروع سال نو باشید. امیدوارم امسال حس‌های مشترک بیشتری تجربه کنید و نوروزتان پیروز!

پی‌نوشت ۱: در این یادداشت جستارهایی از مقاله «استفن مارش» در وب‌سایت «لس‌آنجلس ریویو آو بوکس» استفاده شده است.

پی‌نوشت ۲: این یادداشت برای شماره نوروزی ماهنامه شبکه ۲۱۵ نوشته شد.