
همه شواهد نشان دهنده یک واقعیت است: اینترنت ایران دارد طبقاتی میشود!
در حالی وارد سومین هفته قطعی اینترنت شدیم و بیش از ۱۵ روز از آخرین اتصال به نت بینالملل میگذرد که صرفا پس از چندین بار وعده دادن مسئولان، صرفا چند سایت خارجی باز شده است.
البته سیلی از خبرها درباره بازگشایی اینترنت برای بازرگانان، تجار، دانشگاهها، شرکتهای دانشبنیان و هوش مصنوعی، شرکتهای عضو سازمان نظام صنفی رایانهای، سفارتخانهها و …
تا کنون، آدرس IP بسیاری از شرکتهای استارتاپی و فعال حوزه فناوری اطلاعات سفید شده است و رسانهها نیز با ارسال نامه به وزارت ارشاد، به دنبال سفید کردن IP و دریافت اینترنت بدون فیلتر هستند.
معاون علمی رئیس جمهور نیز به صراحت گفتند اگر قرار باشد محدودیتهای اینترنت ادامه پیدا کند؛ دنبال راهکارهایی برای رساندن اینترنت به دست فعالان اقتصاد دیجیتال هستیم.
رئیس سازمان نظام صنفی رایانهای کشور نیز روز پنجشنبه رسما اعلام کرد: «در نتیجه رایزنی با نهادهای بالادستی اتصال تعدادی از شرکتها به اینترنت بینالملل برقرار شد.»
داستان اینترنت طبقاتی از کجا شروع شد
واقعیت این است که بحث اینترنت طبقاتی تازه نیست و از زمان ریاست محمد آذری جهرمی بر وزارت ارتباطات در دولت دوازدهم تا کنون، بارها و بارها مطرح بوده و گهگاهی تستها و آزمایشهایی روی آن صورت گرفته است.
اما بحث اینترنت سفید یا اینترنت طبقاتی از جنگ ۱۲ روزه جدیتر شد؛ زمانی که بسیاری از شرکتها با ارسال آدرس IP خود برای شورای عالی فضای مجازی و وزارت ارتباطات، موفق شدند اینترنت بدون فیلتر بگیرند.
همینطور، بسیاری از خبرنگاران، افراد سیاسی، نمایندگان مجلس، وزرا و معاونین، حراستیها و … سیم کارت سفید دریافت کردند.
به نظر میرسد میخ آخر بر این تابوت، قطعی اینترنت در ۱۸ دی ماه پس از بالا گرفتن اعتراضات معیشتی مردم و تبدیل به حملات تروریستی و اغتشاشات شهری بود.
بدترین سناریو: دسترسی گزینشی
تقریبا دو سه روز پس از ۱۸ دی ماه، اولین زمزمهها از طبقاتی شدن اینترنت به گوش رسید و عینا دیدیم برخی خبرگزاریها به اینترنت بینالملل وصل هستند؛ در صورتی که هیچ کاربر یا شرکت یا دیتاسنتری اینترنت خارجی نداشت.
به تدریج، برخی کانالهای ایتا باز شدند ولی هنوز امکان تبادل پیام شخصی در پیامرسانهای داخلی بسته بود و برخی کسبوکارها موفق شدند روند سرویسدهی خود را دوباره آغاز کنند.
با طولانی شدن قطعی اینترنت، هر کسی به خودش حق داد کسبوکارش را نجات بدهد و به دنبال دریافت اینترنت بدون فیلتر رفت.
از انواع اتاقهای بازرگانی و صنفی بگیرید تا رسانههای برخط، خبرگزاریهای مختلف، موسسههای فرهنگی فعال، رسانهها و سایتهای دولتی، شرکتهای دانشبنیان و پارکهای فناوری، دانشگاهها و …
اکنون، تابوی اینترنت طبقاتی شکسته است و دیگر برای شرکت یا کسی عار نیست!
و این میتواند بدترین سناریو برای آینده اینترنت ایران باشد؛ جایی که هزاران کسبوکار کوچک، صدها هزار فعال اینترنتی و فریلنسر، کارگاه خانگی، بازیساز، برنامهنویس، توسعهدهنده، تولیدکننده محتوا و … در طبقات نامشخص اینترنت گم میشوند.
حقوق شهروندی چه میشود؟
در روزگاری زندگی میکنیم که اینترنت دیگر صرفا یک ابزار برای گروهی خاص یا یک وسیله ارتباطی برای افراد و سازمانهای مشخصی نیست.
اینترنت برای مردم همانند آب، برق، گاز، اکسیژن و یک حق اساسی شهروندی است. هیچ سازوکاری نمیتواند تعیین کند یک فرد باید به اینترنت وصل باشد و فرد دیگری خیر!
هم تجربه در ایران و کشورهای مختلف و هم پروتکلهای مهندسی وب، نشان میدهند امکان شفافسازی اینترنت طبفاتی نیست و نمیتوان به هر کس در حدی که اینترنت نیاز دارد؛ دسترسی داد.
به نظر میرسد حاکمیت دارد سراغ بدترین سناریو مدیریت اینترنت میرود؛ جایی که باید به فکر قویتر شدن در حکمرانی فضای مجازی باشد؛ دنبال نظارت بیشتر و دسترسی گزینشی است.






